بیــا اما زود بـرو !! دیگر نفسی ندارم تا به نفست بند کنم .

::
::
من بارهاشماره ات رامیگیرم! و کسی در گوشم مدام زمزمه میکند دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است من برایش از تو میگویم ! اما اوسرحرفش میماند

::
::
من ، بهار میشوم ! تو ، تنم را پر از شکوفه کن

::
::
سکوت میکنم نه اینکه دردى نیست! دیگرگلویى نمانده براى فریاد

::
::
یادگرفتم کسی رادوست بدارم که دهکده ی قلبم رابه صدای آبادی نفروشد.

       ::   
::
پشت این بغض، بیدی شکسته است که خیال میکرد با این بادها نمی لرزد