اس ام اس نفرت و خيانت


اس ام اس زیبا و پر معنی آبان 92

اس ام اس جدايي
آنهايي که با چشم کمتر ديده ميشوند ، در قلب بيشتر ياد ميشوند
مثل “تو”

::
::
روزگاري همچو گل ما هم نگاري داشتيم / اينچنين خاري نبوديم اعتباري داشتيم
اين که ميبيني در اين فصل خزان با پشت خم / اين زمستان را مبين ما هم نگاري داشتيم . . .

::
::

اس ام اس جدايي

تاريکي اتاقم شکسته مي شود با نوري ضعيف
لرزشي روي ميز کنار تختم ميفتد
از اين صدا متنفر بودم اما
چشم هايم را ميمالم
new message …
تا لود شود آرزو مي کنم … کاش تو باشي …
سکوت مي کنم ، آرزوي بي جايي بود !




اس ام اس نفرت و خيانت



باران هميشه مي بارد

اما مردم ستاره را بيشتر دوست دارند

نامرديست آن همه اشک را به يک چشمک فروختن

http://avayeentezar.persiangig.com/foroshgah/hkid.gif

اس ام اس نفرت و خيانت

اس ام اس زیبا و معنادار پاییز 92

اس ام اس عاشقانه غمگين
فرقي نداره حکم چي باشه رفيق ، شما هميشه لازمي . . .

::
::
عاشقي يعني بعد از دو ساعت اس ام اس بازي با عشقت
شب که دلتنگش ميشي دوباره ميشيني همون اس ام اساي تکراري رو ميخوني !
::
::
حمل سلاح سرد عمل مجرمانه شناخته شده
به خاطر خودت هم که شده، آن نگاه‌ها را غلاف کن !
::
::

اس ام اس جدايي

شايد واسه ي من و تو فردايي نباشد
ولي من هنوز به همون ديروزي دلخوشم که لحظه هايم را با تو گذراندم . . .

::
::

سخت ترين کار دنيا ، بي محلي کردن به کسي است که باتمام وجود دوستش داري . . .

اس ام اس نفرت و خيانت




خواهش ميکنم ، بي حوصلگي هايم را ببخش

بدخلقي هايم را فراموش کن ، بي اعتنايي هايم را جدي نگير !

در عوض من هم تو را مي بخشم که مسبب همه ي اينهايي . . .

سکوت تلخ

http://avayeentezar.persiangig.com/image/yasin.jpg

در اين فكر بودم كه چگونه با او حرف بزنم. عاشقش شده بودم بي‌‌آن‌كه او بداند و من هم چيزي بتوانم بگويم .هر روز كه از خانه بيرون مي‌رفتم، در مسير راهم، او را مي‌ديدم كه كتابي در دست دارد و در حالي كه سرش را پايين انداخته به سمتي گام برمي دارد. چهره معصوم و زيبايي داشت كه به من آرامش مي‌داد. حس مي‌‌كردم كه عشق حقيقي خود را يافته‌ام.


 احساسي شيرين در وجودم رخنه و زندگي‌ام را دگرگون كرده بود .روزها مي‌گذشتند و من هنوز حرفم را به او نگفته بودم. حتي چند بار تا نزديكي‌اش رفتم، اما باز هم نمي‌توانستم بگويم. نمي‌دانم چرا ترسي عجيب مرا از اين كار منع مي‌‌كرد. ترس از اين‌كه او جواب منفي به من بدهد و مرا قبول نكند و بدتر اين‌كه نداند من چقدر او را دوست دارم و او همه زندگي من است.
عشق را با تمام وجودم حس مي‌كردم و او تنها دليل براي زندگي و نفس كشيدنم شده بود. جريان آن دختر را با تنها خواهرم كه هميشه مرهم زخم‌هايم و هم صحبت دلتنگي‌هايم بود، در ميان گذاشتم و او هم به من گفت: «بايد نشان بدهم كه چقدر عاشقش هستم و بي او نمي‌توانم زندگي كنم.» واقعا زندگي بي او برايم سخت شده بود و خواهرم با لبخندي به من مي‌‌گفت: «عشق واقعي همين است». حالا در اين فكر بودم كه چگونه اين عشق و احساس عميق را برايش توصيف كنم. تا اين‌كه يك روز بالاخره از او تقاضاي صحبت كردم، او ايستاد و من گفتم، او را دوست دارم و مي‌‌خواهم ازدواج كنم، اما او سرش را پايين انداخت و بي‌‌آن‌كه چيزي بگويد به راهش ادامه داد و جز سكوت چيزي از او نشنيدم.

ناراحت شدم، اما با خودم گفتم: من نتوانستم همه حرف‌هايم را به او بزنم و موقع صحبت زبانم بند ‌آمد. خودم را سرزنش نمي‌كردم، چون صحبت كردن با كسي كه تمام وجود و زندگي‌ام شده بود، آن هم براي اولين‌بار، سخت بود، هر چند كه برخورد او هم درست نبود. گاهي اوقات كه به او فكر مي‌كردم، مي‌‌ديدم كه صورتم از اشك‌ خيس شده است. پس از چند روز فكر كردن، تصميم گرفتم كه در نامه‌هايم حرف‌هايم را به او بزنم. حرف‌هايي كه مهم بود و او بايد پس از دانستن آنها به من جواب مي‌‌داد و شايد باعث مي‌‌شد، راحت تصميم بگيرد. من شروع كردم به نوشتن از خودم، از او و عشقي كه در وجودم بود. برايش نوشتم اما آنقدر طولاني بود كه در يك نامه نمي‌توانستم همه آنها را بنويسم.

بنابراين تصميم گرفتم در چند نامه، حرف‌هايم را بگويم. از خواهرزاده‌ام تقاضا كردم نامه‌هاي مـرا هر روز بـه او بدهد. براي همين او را نشانش دادم و او هم اين كــــار را برايم انجام مي‌‌داد. روز اول از دور ديدم كه اولين نامه را با مكث و ترديد گرفت، اما روزهاي بعد با لبخندي شيرين آنها را مي‌گرفت و من به مدت 10 روز 10 نامه هربار به همراه يك شاخه گل برايش فرستادم. در يك نامه نوشتم: ««عشق» واژه مقدسي است كه من، آن را با تو احساس كردم، تو يك عشق پاك و حقيقي هستي كه حسي زيبا در من به وجود آوردي» و در نامه‌اي ديگر نوشتم؛ «تو انگيزه‌اي براي زندگي كردن و گذراندن لحظه‌هايم شده‌اي و من مي‌خواهم تا هميشه كنار تو باشم.» در يكي ديگر از نامه‌ها نوشتم «عشق تو با نگاهي زيبا و لبخندي شيرين مرا دگرگون ساخت و من مي‌خواهم همدم و شريك زندگي تو باشم» و در ديگري عنوان كردم «مي‌خواهم با تو روزهاي قشنگي را سپري كنم و پناه خستگي‌هاي تو باشم و با پاكي وجود تو، باران را به تماشا بنشينم.»

و بالاخره در آخرين نامه‌ام آدرس پارك و ساعت مورد نظر را برايش نوشتم و از او خواستم كه آنجا بيايد و جواب خود را به من بگويد. اضطراب عجيبي داشتم، نمي‌‌دانستم او مي‌‌آيد يا نه و اين‌كه چه جوابي به من خواهد داد و آيا مثل آن روز بي‌‌آن‌كه حتي جواب سلامم را بدهد، باز هم قلب مرا مي‌شكند و مي‌رود؟ فكر‌هاي زيادي ذهن مرا به خود مشغول كرده بود و نمي‌گذاشت تا فرا رسيدن روز و ساعت قرار لحظه‌اي آرامش داشته باشم.

بي‌‌قرار بودم. هم لحظه‌شماري مي‌‌كردم كه آن لحظه فرا رسد و هم مي‌ترسيدم از اين‌كه دنيايم با جواب منفي او ويران شود. بالاخره آن روز فرا رسيد. به محل قرار رفتم، اما او نبود. روي نيمكتي نشستم و منتظر ماندم و پس از چند دقيقه ديدم كه آرام آرام به سمت من مي‌آيد.

گلي در دستانم بــــود و مي‌‌خواستم اگر قبول كرد، به او بدهم و اگر قبول نكرد، در دستانم له كنم. او نزديك من رسيد، اما باز هم جواب سلامم را نداد و من از اين بابت خيلي دلگير و البته كمي عصباني شدم. به او گفتم منتظر جواب هستم و او كاغذي از كيفش در آورد و به من داد. خيلي تعجب كردم، در حالي كه قلبم به شدت مي‌زد. اين بار او به من نامه مي‌‌داد. كاغذ را گشودم و خواندم، «من پيشنهادت را با احساس زيبايي كه نسبت به تو دارم مي‌پذيرم، اما فقط مي‌توانم با لبخند‌ها و نگاهم با تو حرف بزنم» شوكه شده بودم، چطور تا آن موقع نفهميده بودم كه آن دختر لال است و نمي‌‌تواند حرف بزند. از اين‌كه او جواب سلامم را نمي‌دهد و چيزي نمي‌گويد، ناراحت شدم.

اشك از چشمانم جاري شد، او هم اشك مي‌ريخت. نمي دانستم چه بايد بگويم. در حالي كه اشك مي‌ريختم، لبخندي زدم و گلي را كه در دستم بود، به او دادم. من او را به خاطر پاكي و خوبي‌اش دوست داشتم و اين‌كه زندگي را از آن من كرده بود، از اين‌كه او نمي‌توانست حرف بزند، ناراحت بودم، خيلي هم سخت بود، اما مهم اين بود كه او كنارم مي‌ماند و لبخند مي‌زند و با نگاهش با من سخن مي‌گويد

فرمایشات گهر بار امام علی(ع)در مورد سکوت

امام علي - عليه السلام - فرمود: هيچ نگهباني، حافظ تر و نگهبان ‌تر از خاموشي نيست.


امام علي - عليه السلام - فرمود: در خاموشي از بيان حكمت خير و خوبي اي نيست چنان‌ كه در گفتار با جهل هم خبري نيست.

امام علي - عليه السلام - فرمود: هرگاه خداوند سبحان صلاح بنده‌اي را بخواهد، كم‌گويي و كم خوري و كم‌خوابي را در دل او افكند.

امام علي - عليه السلام - فرمود: تا کلامي را به زبان نياورده‌اي، در بند توست. اما هنگامي كه به زبان آوردي تو در بند آن در مي‌آيي. پس همان‌گونه كه زر و سيم خود را در گنجينه مي‌نهي، زبانت را نيز در گنجينه دهان نگه‌دار؛ زيرا چه بسا سخني كه نعمتي را از كف برده و خشم و كيفري (الهي) را آورده است.

امام علي - عليه السلام - فرمود: سخن چون داروست اندكش سود مي‌بخشد و بسيارش كشنده است.

امام علي - عليه السلام - فرمود: خردمند سخن نگويد، مگر براي نيازش يا دليل و حجت‌اش.

امام علي - عليه السلام - از پيامبر اكرم - صلي الله عليه و آله - نقل مي فرمايند كه ايشان شب معراج به پروردگار متعال گفت: اي پروردگار اول مرحله بندگي چيست؟ خداوند متعال فرمود: اولين مرحله بندگي سكوت است.

امام علي - عليه السلام - فرمود: خاموشي نشانه هوشمندي و نتيجه عقل و خرد است.

امام علي - عليه السلام - فرمود: سكوت بوستان (و جايگاه) فکر و انديشه است.

سه يادآوري کوتاه:


اس ام اس فاز سنگین زیبا آبان 92
سه يادآوري کوتاه:

- هر شب ما به رختخواب ميرويم،‌ ما هيچ اطميناني نداريم که فردا صبح زنده بر مي خزيزيم، با اين حال ساعت را براي فردا کوک مي کنيم.« اين يعني اُميد»

ـ کودکي يکساله اي را تصور کنيد، زماني که شما او را به هوا پرتاب مي کنيد، او مي خندد، چرا که او مي داند که شما او را خواهيد گرفت.«اين يعني اعتماد»

ـ روزي،‌ تمام روستايي ها تصميم گرفتند، تا براي بارش باران دعا کنند، در روزي که براي دعا همگي دور هم جمع شدند،تنها يک پسر بچه با خود چتري داشت.«اين يعني ايمان»

سخنان توماس كارلایل

کارهایی که در گذشته کرده‌ایم ما را مانند سایه تعقیب می‌کنند و نسبت به نوع آن‌ها ما را به سوی بدی یا خوشی می‌کشند. توماس كارلایل

 

بزرگی مردان بزرگ از طرز رفتارشان با مردان خرد آشكار می شود.  توماس كارلایل

 

اگر ندانید كه به كجا می روید، هر راهی شما را با خود خواهد برد. توماس كارلایل

 

 بزرگترین عیب آن است كه از عیب خویش آگاه نباشیم.توماس كارلایل

 

 تاریخ، سیر خود را بر زندگی مردان بزرگ بنا نموده است. توماس كارلایل

 

انسان، حیوان ابزارمند است.  توماس كارلایل

 

 آرزوهای مثبت، "نیك بختی" و آرزوهای منفی، "سنگدلی" است.توماس كارلایل

 

 تجربه بهترین درس است، هر چند كه دستمزد آن گران باشد. توماس كارلایل

 

 هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد. توماس كارلایل

http://s1.picofile.com/file/6626649894/edame.gif

ادامه نوشته

اس ام اس تسلیت عاشورا

patugh ir 12 اس ام اس عاشورا 92


وقتی حسین علیه السلام به کربلا می رسد،
دل کویر به درد می آید و آسمان داغدار می شود.
زمین بغض خود را فرو می خورد و فرات بی صدا اشک می ریزد.

::

::
درس عاشورا درس زندگیست
درس خوبی وفلاحت، بندگیست
اگر چه اندک است طول وقوعش
هزاران درس داد آن با طلوعش

::

::
بیایید در ماه محرم اگر زنجیر میزنیم
قبل از آن زنجیر غفلت از پای خود باز کرده باشیم
اگر که سینه میزنیم
قبل از آن سینه دردمندی را از غم و آه پاک کرده باشیم
خوب است اگر اشکی میریزیم
قبل از آن اشک از چهره ی مظلومی پاک کرده باشیم

::

::
شرح شرحه شرحه شدن عشق
در اجتهاد شریح آنروز که خون خدا را مباح میکرد
و اوج منزلت ری که جای بهشت نشست در نگاه پسر سعد
عاشورا فریادی رسا از حلقوم بریده تاریخ خطبه خطبه اشک
بر گونه های خشک وارثان آب عاشورا

::

::
ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺗﺮﺍﻧﻪ ﻣیخوﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ ،ﯾﺎﺩﻡ ﺁﺭﺩﮐﺮﺑﻼﺭﺍ،ﺩﺷﺖ پر ﺷﻮﺭ ﻭ ﺑﻼ ﺭﺍ،
قصه ﯾﮏ ﻇﻬﺮﻏﻤﮕﯿﻦ،ﮔﺮﻡ ﻭﺧﻮﻧﯿﻦ،ﻟﺮﺯﺵ ﻃﻔﻼﻥ ﻧﺎﻻﻥ،ﺯﯾﺮ ﺗﯿﻎ ﻭﻧﯿﺰﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ،
ﺑﺎﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ﻭ ﺍﻧﺪﺭﯾﻦ ﺻﺤﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻥ،میدود ﻃﻔﻠﯽ ﺳﻪ ساله
ﺁﺥ “ﺑﺎﺭﺍﻥ… ﺁﺥ “ﺑﺎﺭﺍﻥ

پیامک محرم

moharram92 اس ام اس محرم 92

سالها گفتیم ما از کربلا
از شهید عشق و میدان بلا
از غمش بر سینه و بر سر زدیم
بوسه بر گهواره اصغر زدیم
باز هم گفتیم: مظلوما حسین
بی کس و بی بال و پر، تنها حسین

::

::
آقا سلام برغزل اشک ماتمت / بر مسجد و حسینیه و روضه و دمت
چندی گذشت در غم هجران اشک تو / پرمی کشید دل به هوای محرّمت
::

::
حلال جمیع مشکلات است حسین / شوینده لوح سیئات است حسین
ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلا / آنجا که سفینه النجات است حسین
::

::
شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق
قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق
::

::
اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
::

::
از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

اس ام اس عاشورا و تاسوعا

اس ام اس عاشورا و تاسوعا آبان 92

دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است

قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است

سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب

نام زیبای اباصالح و عباس یکی است


در کوچه ها ، نسیم بهشت محرم است

این شهر بی مجالس روضه جهنم است

شکر خدا که هیاتمان باز دایر است

شکر خدا که بر سر این کوچه پرچم است



عباس یعنی ذکر طوفانی مهدی

عباس آوای غزل خوانی مهدی

درک محرم کرده ای دانی چه گویم

عباس یعنی اوج مهمانی مهدی


اس ام اس عاشورا و تاسوعا

بارِگاه با صفا را عشق است

گنبد و صحن و سرا را عشق است

عرش با آن همه هیبت گوید

حرم کرب و بلا را عشق است

http://s1.picofile.com/file/6626649894/edame.gif

ادامه نوشته

چهل گناه زبان

چهل گناه زبان - حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند : ‏

لیلة الرغائب چگونه شبی است

 ‏1-خبري راندانسته گفتن ‏ ‏ ‏


‏2-عيبجوئي از ديگران ‏ ‏ ‏

‏3-مسخره کردن ‏ ‏ ‏

‏4- تهمت زدن ‏ ‏ ‏

‏5-فاش کردن اسرار مردم ‏ ‏ ‏

‏6-رنجاندن مومن ‏ ‏ ‏

‏7-سرزنش بيجا ‏ ‏ ‏

‏8-دروغ گفتن ‏ ‏ ‏

‏9-وعده دروغ ‏ ‏ ‏


http://s1.picofile.com/file/6626649894/edame.gif

ادامه نوشته