دست نوشته های رهگذر
دست نوشته های رهگــــــذر
به نام سر فصل همه ی نامه ها چه آنهایی که نوشته شدند
و چه انهایی که سپید ماندند تا کاغذها سیاه نشوند.
امروز همان فرداییست که دیروز در انتظارش بودیم
به نام سر فصل همه ی نامه ها چه آنهایی که نوشته شدند
و چه انهایی که سپید ماندند تا کاغذها سیاه نشوند.
امروز همان فرداییست که دیروز در انتظارش بودیم
چه داریم
چه داشتیم
و چه خواهیم داشت
روزها یکی پس از دیگری
ره همیشگی خود را میپیمایند
بدون آنکه ما درک کنیم
امروز همان فردایی بود
که دیروز در انتظار آمدنش
چه شادیها کرده
و چه خاطرات خوشی
را در سر پرورانده بودیم
میدانستم که خوشیهایش
میهمان امروز که ادامه ی فردا بود................
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 11:14 توسط amir-rahgozar
|
چو میدانم که هر کس می زند در را
باغبا نی پیرم که به غیر از گلها ازهمه دلگیرم کوله ام غرق غم است ادم خوب کم است عده ای بی خبرند عده ایی کور و کرند و گروهی پکرند دلم از این همه بد میگیردوچه خوب ادمی میمیرد...... - سلام به همه ی دوستان-این وبلاگ متعلق به خودتونه امیدوارم از مطالب این وب خوشتون بیاد و نهایت استفاده رو بببرین-