سخنان میلان كوندرا
زمان در ترنی كه تاربخش می نامند، سوار شده است؛ سوار شدن در این ترن آسان است اما پیاده شدن از آن دشوار. میلان كوندرا
زمانی كه قلب، لب به سخن می گشاید شایسته نیست كه خِرد خُرده بگیرد. میلان كوندرا
اگر بی خبر باشیم، بی گناه هستیم؟ آیا آدم ابلهی كه بر اریكه ی قدرت تكیه زده است، تنها به بهانه ی نادانی، از هر گونه مسئولیتی به دور است؟ میلان كوندرا
قدرت در هر جا كه خود را خداگونه بنمایاند، خودبخود الهیات خاص خویش را تولید می كند. میلان كوندرا
عشق، به یك امپراتوری شبیه است؛ اگر اندیشه ای كه بر مبنای آن به وجود آمده از میان برود، خود عشق نیز از میان خواهد رفت. میلان كوندرا
اگر از دست دادن عشقی با دلیل باشد، ما تسلیم می شویم. اما اگر عشقی را بدون دلیل از دست بدهیم، هرگز خود را نخواهیم بخشود. میلان كوندرا
هیچ چیز خواركننده تر از دویدن با همه ی نیرو از روی ناتوانی نیست. میلان كوندرا
آدم زمانی كه هدف، برایش اهمیت نداشته باشد، نمی پرسد كه به كجا دارد می رود! میلان كوندرا


باغبا نی پیرم که به غیر از گلها ازهمه دلگیرم کوله ام غرق غم است ادم خوب کم است عده ای بی خبرند عده ایی کور و کرند و گروهی پکرند دلم از این همه بد میگیردوچه خوب ادمی میمیرد...... - سلام به همه ی دوستان-این وبلاگ متعلق به خودتونه امیدوارم از مطالب این وب خوشتون بیاد و نهایت استفاده رو بببرین-