1-چيست آن پادشاه هفت اقليم با هزاران سوار میگردید ناگهان یک سوار زرد نقاب آمد و فوج( گروه) شاه پیچید؟

2-ازدری دیدم که او چهر شاخ اندر سر است،بر سر هر شاخ او چهار دختر افسونگر است بر سر هر دختری بنشسته باشد سی پسر هر پسر را بیست و چهار فرزند دیگر در خور است؟

3-دختری چهارده ساله بالغ شود چون به سن سی رسد بچه شود؟

4-یک جفت کبوترند جفت ولی زهم جدایند پرواز کنند گرد عالم از کالبدشان بیرون نیایند؟

5-آن چیست که از میان میگذرد ولی خیس نمیشود؟

6-آن چیست که نمیتواند ببنیدش یا بچشیدش یا با دستتان لمس کنید ولی برای همه لازم هست و همه جا هست؟

7-نه دست دارد نه پا از همه جا خبر دارد؟

8-آن چیست که تا اسمان نگرید اشکش روان نمیشود؟

9-آن چیست که نه دست دارد و نه پا در همه جای زمین است و نمیرود به هیچ جا؟

10-آن چیست که نه دست دارد نه پا نه استخوان دارد نه گوشت ولی همیشه راه میرود و هیچ وقت هم خسته نمیشود؟

11-چهار برادر که هر چه میدوند به هم نمیرسند؟

12-آن چه بچه ایست که وقتی به مادرش میرسد ناپدید میشود؟

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاسخها

1-     ماه وستارگان و خورشید

2-     سال فصل ماه شبانه روز و ساعت

3-     ماه

4-     زمین و ماه

5-     نور

6-     هوا

7-     باد

8-     باران

9-     خاک

10- آب و جوی و رود

11- چهار فصل

رودخانه